فرهنگ لغت

نامحال

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نامحال . [ م ُ ] (ص مرکب ) ممکن . که شدنی و امکان پذیر است . مقابل محال، به معنی ممتنع و ناممکن و ناشدنی : فسانه باک ندارد ز نامحال و محال . عنصری .

معنی نامحال | فرهنگ لغت