فرهنگ لغت

نامجرم

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

غیر مسئول، بیگناه، مبرا، بری، بری از ظن، بهانه‌دار، قابل بخشش، بخشودنی، محکوم‌له

معنی نامجرم | فرهنگ لغت