ناله کنان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناله کنان . [ ل َ/ ل ِ ک ُ ] (نف مرکب ) ناله گر. ناله گیر. کسی که ناله و فریاد و فغان میکند. (از ناظم الاطباء). ناله کننده .نالان . نالنده . که می نالد. که فغان زند : چنگ برهنه فرق را پای پلاس پوش بین خشک رگی کشیده خون ناله کنان ز لاغری . خاقانی . همه سگ جان و چو سگ ناله کنانند به صبح صبحدم ناله ٔ سگ بین که چه پیدا شنوند. خاقانی . هر بن مویت غمی ّ و ناله کنان است هر سر مویت که آه یار تو گم شد. خاقانی . ◄ (ق مرکب ) در حال نالیدن . نالان : ناله کنان میدوم سنگی در بر چو آب کآب من و سنگ نیز غمزه ٔ یارم ببرد. خاقانی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی