ناله کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناله کردن . [ ل َ / ل ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) نالیدن . زاریدن . گریه کردن . گریستن . (از ناظم الاطباء). نالیدن . فغان برداشتن . آه و افغان کردن . رجوع به ناله شود. ◄ تضرع کردن . به آه و زاری التماس و دعا کردن : ناله میکن کای تو علام الغیوب زیر سنگ مکر بد ما را مکوب . مولوی . - ناله کردن از ... ؛ شکایت کردن . شکوه کردن . گلایه . گله کردن . اشتکاء : همه از دست غیر ناله کنند سعدی از دست خویشتن فریاد. سعدی . مکن ناله از بینوائی بسی چو بینی ز خود بینواتر کسی . سعدی . حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است هیچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی . حافظ. رجوع به نالیدن شود.