ناقر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناقر. [ ق ِ ] (ع ص ) تیر که بر نشانه رسد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از المنجد) (از ناظم الاطباء). تیر که بر هدف اصابت کند یا تیر که ازهدف نگذرد . (از معجم متن اللغة). ◄ نویسنده ٔ بر سنگ . (فرهنگ نظام ). ◄ آنکه زمین را می کند و سوراخ می کند. الذی ینقر الارض و یثقب . (معجم متن اللغة). ◄ زننده . ◄ زننده ٔ عود و دف . ◄ سوراخ کننده ٔ با منقار . (فرهنگ نظام ). اسم فاعل از نقر است . رجوع به نقرشود. ج، نواقر. ◄ (اِ) چنگ . (السامی ).