ناقابل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناقابل . [ ب ِ ] (ص مرکب ) آنکه قابلیت و لیاقت ندارد. (ناظم الاطباء) : ولی چون التفات مقبلانست چه غم آن را که از ناقابلانست . وصال . ◄ که استعداد پذیرفتن ندارد. (یادداشت مؤلف ). که قابل و پذیرا نیست . ◄ مزجاة. اندک . حقیر. اندک بها. کم ارزش . بی ارزش . غیرقابل توجه : هدیه ٔ ناقابل . ◄ بی عقل و بی کفایت . (ناظم الاطباء).