ناظمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناظمی . [ ظِ ] (حامص ) مأخوذ از تازی، نظم دهندگی . (ناظم الاطباء). ناظم بودن .
ناظمی . [ ظِ ] (ص نسبی ) منسوب به ناظم . رجوع به ناظم شود.
ناظمی . [ ظِ ] (اِخ ) مؤلف صبح گلشن این دو بیت را به نام او ثبت کرده است : مژه بر هم زدن و چشم سیاهش نگرید زیر لب خنده و دزدیده نگاهش نگرید می کشد رشک مرا ورنه یقین می گفتم عاقلان را که به رخساره ٔ ماهش نگرید. بیش ازین از احوال او اطلاعی به دست نیامد.