ناظر گیلانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناظر گیلانی . [ ظِ رِ ] (اِخ ) مؤلف صبح گلشن این رباعی را از او آورده است : بند از دل خود گشاده ام تا چه شود در دست عنانش داده ام تا چه شود سر در پی آن غزال دارد دل من سر در پی دل نهاده ام تا چه شود .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناظر گیلانی . [ ظِ رِ ] (اِخ ) مؤلف صبح گلشن این رباعی را از او آورده است : بند از دل خود گشاده ام تا چه شود در دست عنانش داده ام تا چه شود سر در پی آن غزال دارد دل من سر در پی دل نهاده ام تا چه شود .