ناظر شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناظر شدن . [ ظِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) نگریستن . نگاه کردن . نظر کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به ناظر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناظر شدن . [ ظِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) نگریستن . نگاه کردن . نظر کردن . (ناظم الاطباء). رجوع به ناظر شود.