ناطع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناطع. [ طِ ] (ع ص ) آنکه با دندان های پیشین می خورد. (ناظم الاطباء) . ◄ که لقمه را قطع کندو به خوان بازگرداند. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). که لقمه ٔ گاززده را به سفره بازبرگرداند. ◄ آنکه در کام سخن می گوید. (ناظم الاطباء) ◄ خالص . گویند: بیاض ناطع. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). الخالص من اللون و غیرها. (المنجد) بیاض ناطع؛ سپیدی خالص . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).