ناضح
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناضح . [ ض ِ ] (ع ص، اِ) باران . مطر. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة)(المنجد). ◄ شتر آبکش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). شتر یا گاو یا خری که بر آن آب کشند. (معجم متن اللغة). استر آبکش . (مهذب الاسماء).اشتر آبکش . (اقرب الموارد). شتر، و اگرچه آبکش نباشد. (معجم متن اللغة). ◄ آنکه با شتر آب می کشد. ◄ آنکه فرومی نشاند تشنگی را. (ناظم الاطباء) . ◄ آنکه آب می پاشد. و آنکه به سیری آب می پاشد. (ناظم الاطباء). رجوع به نضح شود.