ناصرالملک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناصرالملک . [ ص ِ رُل ْ م ُ ] (اِخ ) ابوالقاسم خان بن احمدخان بن محمودخان فرمانفرما متولد به سال ١٢٨٢ هَ . ق .، از تربیت یافتگان دوره ٔ میرزا تقی خان امیرکبیر و از تحصیل کردگان دانشگاه اکسفرد انگلستان و از رجال دوره ٔ ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه ومحمدعلی شاه قاجار است . وی مدتی حکمران کردستان بودو در دوره ٔ مجلس اول وزیر مالیه شد و بعداً بواسطه ٔاختلاف نظر با محمدعلی شاه از وزارت کنار گرفت و به فرنگ رفت . پس از عزل محمدعلی شاه و درگذشت عضدالملک قاجار نایب السلطنه ٔ احمدشاه، مجلس شواری ملی او را به نیابت سلطنت انتخاب کرد. وی به سال ١٣٤٦ هَ . ق . در تهران وفات یافت . ناصرالملک در علوم عربیت و تاریخ و ادب صاحب مایه و مردی خوش محاوره و نیکوبیان بود و در سیاست نهایت محتاط بود.(یادداشت مؤلف ). مرحوم ملک الشعراء بهار در تاریخ احزاب سیاسی آرد: «بعد از تعطیل مجلس دوم سه سال و کسری ناصرالملک زمامدار مطلق بود و با کمال خشونت با احزاب و احرار رفتار می کرد». و نیز: «در ٢٧ شعبان ١٣٣٢ مطابق ٣٠ سرطان شاه [ احمد شاه قاجار ] تاج گذاری کرد و [ دولت ] ناصرالملک سقوط کرد و روز ١٨ رمضان بدون اینکه نطقی بکند یا شرح کارهای دیرینه ٔ خود را بنویسد مانند کسی که می گریزد به فرنگستان گریخت ». رجوع به تاریخ احزاب سیاسی ص ٨ تا ١٥ و نیز رجوع به مجله ٔآینده سال دوم ص ٧٠٧: مکتب و عقاید ناصرالملک شود.
ناصرالملک . [ ص ِ رُل ْ م ُ ] (اِخ ) وزیرالدولةبن مبارک از نواب مغول کبیر در ولایت بنگاله و بهار و أوریسه ٔ هندوستان (١١٨٦-١١٨٩ هَ . ق .) است . (از معجم الانساب ص ٤٤٤).