ناصرآباد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناصرآباد. [ ص ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان خان میرزا بخش اردکان شهرستان شهرکرد. در ١٣هزارگزی مشرق اردکان و یک هزارگزی راه عمومی اردکان به پل کوه واقع است، ٢٢ تن سکنه دارد و فارسی را به لهجه ٔ لری تکلم می کنند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ١٠ ص ١٩٤).
ناصرآباد. [ ص ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش شاهین دژ شهرستان مراغه در ١٦هزارگزی جنوب شرقی شاهین دژ و ١١هزارگزی راه ارابه رو شاهین دژ به تکاب، در منطقه ای کوهستانی واقع است و هوایش معتدل و سالم است و ٧٤ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و محصولش غلات و حبوبات و کرچک است . اهالی به زراعت و گله داری اشتغال دارند و صنعت دستی آنان جاجیم بافی است . راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٤ ص ٥٢٣).
ناصرآباد. [ ص ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان زنجان، در ٤٢هزارگزی مغرب زنجان و ٦هزارگزی راه عمومی ماه نشان در منطقه ای کوهستانی و سردسیر واقع است و ٨٣ تن سکنه دارد. آبش از چشمه و قنات است و محصولش برنج و غلات و پنبه و سیب زمینی، مردمش به زراعت اشتغال دارند. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢ ص ٣٠١).