ناشکر
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شُ) [ فا - ع. ] (ص.) کسی که ناخشنود است یا به وضعی اعتراض ناروا دارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شُ) [ فا - ع. ] (ص.) کسی که ناخشنود است یا به وضعی اعتراض ناروا دارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشکر. [ ش ُ ] (ص مرکب ) ناسپاس . (آنندراج ). ناسپاس . حق نشناس ویژه نسبت به خدای تعالی . (ناظم الاطباء). که شاکر و شکور نیست . که ناشکری می کند. که شکر نعمت نمی گزارد. ناحقگزار. حق ناشناس .
واژگان فارسی سره واژهدان
ناسپاس
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی