ناشناخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ش تِ)(ص مف.) نامعلوم، مجهول.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ش تِ)(ص مف.) نامعلوم، مجهول.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشناخته .[ ش ِ ت َ / ت ِ ] (ن مف مرکب ) ناشناخت . مجهول . نکره . غیرمعلوم . (از ناظم الاطباء). ◄ ناشناس . غریب . بیگانه . که شناخته و معروف و آشنا نیست : با ناشناخته هم سفر مباش . (خواجه عبداﷲ انصاری ). ◄ (ق مرکب ) بناشناس . متنکروار. متنکراً.
فرهنگ طیفی واژهدان
مجهول، نشنیده، ندیده، نامرئی، ناپیدا، ناگفته، سری، پوشیده، مخفی، نهفته ناآشنا، ناشناس، مستعار کشفنشده، نو پیشبینینشده، آتی بیاهمیت غایب، فراموششده ناخودآگاه غیرصریح، مبهم، اسرارآمیز
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی