ناشمرده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناشمرده .[ ش ِ / ش ُ م ُ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) شمرده ناشده . بی حساب . نامعدود. که نتوان شمرد از بسیاری : همان کنجد ناشمرده فشاند کزین بیش خواهم سپه بر تو راند. نظامی . مشمر گام گام همچو زنان منزل ناشمرده باید شد. عطار.