فرهنگ لغت

ناشد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناشد. [ ش ِ ] (ع ص ) طالب . (معجم متن اللغة). منادی کننده . طلب کننده . (فرهنگ نظام ).او را ناشد نامند به خاطر برداشتن آواز در طلب چیزی . (از المنجد). ◄ شناساننده . (فرهنگ نظام ) (از معجم متن اللغة) . معرف . (المنجد). ◄ سوگندخورنده . (فرهنگ نظام ) . رجوع به نشاد شود.

معنی ناشد | فرهنگ لغت