ناسنجیده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناسنجیده . [ س َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) ناسخته . بی رویه . نااندیشیده . مقابل سنجیده : نکته ٔ ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار عشوه ای فرمای تا من طبعرا موزون کنم . حافظ. رجوع به سنجیده شود.
مترادف و متضاد واژهدان
غیرعقلایی، غیرمنطقی، کورکورانه مهمل، ناساز، نامربوط، نامعقول (متضاد: سنجیده)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی