فرهنگ لغت

ناستدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناستدن . [ س ِ ت َ دَ ] (مص منفی ) نستدن . نستاندن . نگرفتن . نپذیرفتن . مقابل ستدن : چندانکه مروتست در دادن در ناستدن هزار چندانست . انوری . قدرت بخشش اگر نیست مرا باکی نیست قدرت ناستدن هست و ﷲ الحمد. انوری .

معنی ناستدن | فرهنگ لغت