نازک طبعی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(زُ. طَ) [ فا - ع. ] (حامص.)<BR>۱- حساسیت، زودرنجی.<BR>۲- طبع شاعرانه و لطیف داشتن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(زُ. طَ) [ فا - ع. ] (حامص.) ۱- حساسیت، زودرنجی. ۲- طبع شاعرانه و لطیف داشتن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازک طبعی . [ زُ طَ ] (حامص مرکب ) زودرنجی . بی تحملی : مرا حیائی مناع است و نازک طبعی با آن یار است . (چهار مقاله ). ◄ نازک چری . نازک خوراکی . در غذا ایراد گرفتن . همه غذائی نخوردن : ازین نازک طبعی، خرده گیری، عیبجوئی، بدخوئی که از آب کوثر نفرت داشتی . (سندبادنامه ص ٢٠٦).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی