فرهنگ لغت

نازک دماغ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

نازک دماغ . [ زُ دَ ] (ص مرکب ) آنکه شامه ای حسّاس دارد. که شامه ٔ وی قویست : چنان آن نازنین نازک دماغ است که او را بوی گل دود چراغ است . ملاطاهر غنی (از آنندراج ).

معنی نازک دماغ | فرهنگ لغت