نازک خیال
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) [ فا - ع. ] (ص مر.)<BR>۱- آن که دارای تخیلی لطیف و دقیق است، نازک اندیش.<BR>۲- عارف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) [ فا - ع. ] (ص مر.) ۱- آن که دارای تخیلی لطیف و دقیق است، نازک اندیش. ۲- عارف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازک خیال . [ زُ ] (ص مرکب ) که خیالش نازک و لطیف و رقیق است . که مخیله ای دقیق و قوی دارد. نازک اندیش . دقیق الفکر : چو مضمونی که در دل بگذرد نازک خیالی را سخن هردم بگرد آن لب خاموش می گردد. جلال اسیر (از آنندراج ). گرچه صائب نازک افتاده ست آن موی میان فکر ما نازک خیالان را غباری دیگر است . صائب (از آنندراج ). - نازک خیالان ؛ عارفان و فکرکنندگان در صنایع حق تعالی . (آنندراج ) (غیاث اللغات ).
واژگان فارسی سره واژهدان
نازک اندیش
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی