نازپرورده
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(پَ وَ دِ) (ص مف.) کسی که در رفاه و آسایش پرورش یافته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(پَ وَ دِ) (ص مف.) کسی که در رفاه و آسایش پرورش یافته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازپرورده . [ پ َ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) نازپرور. نازپرورد. رجوع به نازپرورد شود : نازپرورده ٔ هزار نیاز پرده ٔ رمز برگرفت از راز. نظامی . چو شد نازپرورده آن شاخ سرو خرامنده شد چون خرامان تذرو. نظامی .
مترادف و متضاد واژهدان
ظریف، لطیف، ملوس، نازپرورد، نازدیده، نازنین حساس، زودرنج (متضاد: محنتکشیده)
فرهنگ طیفی واژهدان
یکییکدانه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی