نازل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازل . [ زِ ] (ع ص ) فرودآینده . (فرهنگ نظام ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). از بالا بپائین آینده . (ناظم الاطباء). پائین رو. (لغات فرهنگستان ). هابط. ج، نُزول . نُزّال . نُزَّل . (معجم متن اللغة). ◄ فرودآمده . (فرهنگ نظام ). پائین . پست : مرد دانا صاحب مروت را حقیر نشمرداگرچه خامل ذکر و نازل منزلت باشد. (کلیله و دمنه ). تو آن نئی که بهر در سرت فرود آید نه جای همت عالیست پایه ٔ نازل . سعدی . ◄ ارزان . کم بها : می شود از غفلت افزون رتبه ٔ اهل لباس قیمت مخمل بود نازل چو خوابش کمتر است . مخلص کاشی (از آنندراج ).