نازردنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازردنی . [ زُ دَ ] (ص لیاقت ) که نبایدش آزرد. که ازدر آزردن نیست . که آزردن آن روا نیست : بپرهیز از هرچه ناکردنی است میازار آن را که نازردنی است . فردوسی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نازردنی . [ زُ دَ ] (ص لیاقت ) که نبایدش آزرد. که ازدر آزردن نیست . که آزردن آن روا نیست : بپرهیز از هرچه ناکردنی است میازار آن را که نازردنی است . فردوسی .