ناز خریدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خَ دَ) (مص ل.) ناز کشیدن، ناز و کرشمة معشوق را تحمل کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خَ دَ) (مص ل.) ناز کشیدن، ناز و کرشمه معشوق را تحمل کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناز خریدن . [ خ َدَ ] (مص مرکب ) غم خوردن . تیمار داشتن : یتیم ار بگرید که نازش خرد؟ وگر خشم گیرد که بارش برد؟ سعدی . ◄ تحمل ناز کردن . ناز کشیدن . رجوع به ناز شود.