نارو زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نارو زدن . [ رَ / رُو زَ دَ ] (مص مرکب ) نارفاقتی کردن . شرط رفاقت به جای نیاوردن . خیانت ورزیدن . تقلب کردن . فریب دادن . - نارو زدن به کسی ؛ به او خیانت کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نارو زدن . [ رَ / رُو زَ دَ ] (مص مرکب ) نارفاقتی کردن . شرط رفاقت به جای نیاوردن . خیانت ورزیدن . تقلب کردن . فریب دادن . - نارو زدن به کسی ؛ به او خیانت کردن .