نار طور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نار طور. [ رِ ] (اِخ ) آتش طور. آتشی که در کوه طور بر موسی کلیم اﷲ تجلی کرد. رجوع به طور شود : شد خضر راه بخت تو نخلی که نار طور شمع ره کلیم شد از شاخ اخضرش . وحشی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نار طور. [ رِ ] (اِخ ) آتش طور. آتشی که در کوه طور بر موسی کلیم اﷲ تجلی کرد. رجوع به طور شود : شد خضر راه بخت تو نخلی که نار طور شمع ره کلیم شد از شاخ اخضرش . وحشی .