نادرستی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نادرستی . [ دُ رُ ] (حامص مرکب ) ناراستی . (ناظم الاطباء). کجی . اعوجاج . عوج . ◄ کذب . ناراستی . دروغ . ◄ بیماری . سقم . ◄ ناحقی . بطلان . ◄ تقلب . عدم امانت . دزدی . خیانت . ناپاکی . دغلی . دغابازی . کژی . دغائی . ◄ ناقصی . (ناظم الاطباء). نقص .
مترادف و متضاد واژهدان
، تباهی، تقلب، سقم، فساد، کذب اعوجاج، کژی، ناراستی، ناهمواری (متضاد: درستی)
فرهنگ طیفی واژهدان
تقلب، بدجنسی، پستی، ناراستی، بیوجدانی، فساد، تباهی، ناحق فساد اخلاقی، رذالت، رذیلت، پستفطرتی، فرومایگی، دنائت، خباثت، فرومایگی، دنائت، شرارت ناکسی، نانجیبی، بدنامی دروغگویی خلاف قانون بودن، شرارت، فسق، بیعفتی آشنابازی، پارتیبازی پولشویی [نادرستی دو تداعی دارد: انسان نادرست و مفهوم نادرست. درمورد نادرستی مفهوم به خطا، رجوع شود.]
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی