نادار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
نادار. (نف مرکب ) مفلس . محتاج . (آنندراج ). مفلس . مقروض . پریشانحال . گدا. بی نوا. تهیدست . فقیر. مسکین . آن که دارای مال و دولت نباشد. (ناظم الاطباء). فقیر. بی نوا. (فرهنگ نظام ). ارزانی . ندار. مقابل دارا. ◄ زمین دار و کشاورز فقیر و بی بضاعت . (ناظم الاطباء).
نادار. (اِخ ) فلیکس تورناشون . نقاش و ادیب فرانسوی که به سال ١٨٢٠م . در پاریس متولد شده و در سال ١٩١٠ در همان شهر از دنیا رفت .