ناد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناد. [ نادد ] (ع ص ) رمنده و پراکنده شونده . (ناظم الاطباء). رمنده . (اقرب الموارد). ج، نواد.
ناد. [ نادد ] (ع اِ) رزق . روزی . (ناظم الاطباء). رزق . (آنندراج ). لیس له ناد؛ نیست مر او را رزق . (منتهی الارب ).لیس لهم ناد؛ ای رزق . ج، نُدّاد. (اقرب الموارد).
ناد. (اِ) بانگ . صدا. آواز. (ناظم الاطباء).