ناخویشتن بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخویشتن بین . [ خوی / خی ت َ ] (نف مرکب ) فروتن . متواضع که از فروتنی خود را نمی بیند. نامتکبر. مقابل خویشتن بین، به معنی خودبین و متکبر : بس فروتن سروری ناخویشتن بین مهتری سرور اهل زمینی مهتر اهل زمان . سوزنی .