ناخون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخون . (اِ) ناخن . (آنندراج ). ضبط و تلفظ دیگری است از ناخن : نوحه گر کرده زبان چنگ حزین از غم گل موی بگشاده و بر روی زنان ناخونا گه قنینه به سجود اوفتد از بهر دعا گه ز غم برفکند یک دهن از دل خونا. فیروز مشرقی . رجوع به ناخن شود.