ناخوش احوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخوش احوال . [ خوَش ْ / خُش ْ اَ ] (ص مرکب ) بیمار. ناسالم . مریض . بدحال . که سالم و سر حال نیست . که نقاهت دارد.
واژگان فارسی سره واژهدان
ناتندرست، بیمار
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی