ناخن چیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~. دَ) (مص م.)ناخن تراشیدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~. دَ) (مص م.)ناخن تراشیدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخن چیدن . [ خ ُ دَ ] (مص مرکب ) بریدن ناخن . گرفتن و کوتاه کردن ناخن . ◄ کنایه است از خلع سلاح کردن و وسیله ٔ حمله و دفاع کسی را از او گرفتن : دکان همچو خورشید گردیده است پری ناخن دیو را چیده است . میرزاطاهروحید (از آنندراج ).