ناخن در سینه زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخن در سینه زدن . [ خ ُ دَ ن َ / ن ِ زَ دَ ] (مص مرکب ) کنایه از تصرف کردن در مزاج . (بهارعجم ) (آنندراج ). ناخن به دل زدن . ناخن به جگر زدن . ناخن بر دل زدن : تار ازرگهای جان بستیم بر قانون درد میزند خوش ناخنی درسینه ٔ افغان ما . ظهوری (از بهار عجم و آنندراج ).