ناخرسند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخرسند. [ خ ُ س َ ] (ص مرکب ) غیرقانع. ناراضی . ناخشنود. که خرسند نیست . که قناعت ندارد. مقابل خرسند. رجوع به خرسند شود : آنکه بسیار یافت ناخشنود و آنکه اندک ربود ناخرسند. مسعودسعد.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناخرسند. [ خ ُ س َ ] (ص مرکب ) غیرقانع. ناراضی . ناخشنود. که خرسند نیست . که قناعت ندارد. مقابل خرسند. رجوع به خرسند شود : آنکه بسیار یافت ناخشنود و آنکه اندک ربود ناخرسند. مسعودسعد.