ناجور
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص.)<BR>۱- ناهماهنگ.<BR>۲- نامساعد.<BR>۳- نامناسب.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص.) ۱- ناهماهنگ. ۲- نامساعد. ۳- نامناسب.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ناجور. (ص مرکب ) مقابل جور. چیزهای بی مناسبت و از جنس های مختلف . (فرهنگ نظام ). چیزی که جفت و جور با دیگری نباشد. هر دو چیز که با هم مختلف باشند و به یکدیگر شباهت نداشته باشند. (ناظم الاطباء). نامناسب . که جور نیست . که متناسب نیست . ناموافق . که یکدست و یکنواخت نباشد. که بهم نمانند. که با هم تناسب و وفق نداشته باشند. که از یک جنس نباشند. - وصله ٔ ناجور ؛ وصله ای که با لباس از یک جنس نباشد. ◄ نامناسب . ناباب . - رفقای ناجور؛ دوستان ناباب .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی