فرهنگ لغت

ناآبادان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ناآبادان . (ص مرکب ) ناآباد. غیرمعمور. ویرانه . مقابل آبادان .رجوع به آبادان شود. ◄ متروک . بی رونق .

معنی ناآبادان | فرهنگ لغت