فرهنگ لغت

میرشکاری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میرشکاری .[ ش ِ ] (حامص مرکب ) عمل و شغل میرشکار : بر من خیال میرشکاری حرام باد در صید باز رشته ز پای مگس کشم . نورالدین ظهوری . رجوع به میرشکار شود.

معنی میرشکاری | فرهنگ لغت