فرهنگ لغت

میرآخوری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

میرآخوری . [ خوَ / خ ُ ] (حامص مرکب ) صفت و پیشه و شغل میرآخور. اصطبل سالاری : کز پی میرآخوری در پایگاه رخش او آخشیجان جان رستم را مکرر ساختند. خاقانی . میرآخوری تو چرخ را کار کاه و جو از آن کشد در انبار. نظامی . و رجوع به میرآخور شود.

معنی میرآخوری | فرهنگ لغت