میدانگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مِ) (اِ.) میدان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مِ) (اِ.) میدان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میدانگاه . [ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) جای فراخ و پهن که در آن بنا نباشد. (ناظم الاطباء). ◄ میدان . میدان کارزار : شیروار آورد به میدانگاه گرد بر گرد صف کشند سپاه . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی