میخ کن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میخ کن . [ ک َ ] (نف مرکب ) میخ کننده . که میخ را از جای خویش بکند. برآرنده ٔ میخ از جای : یابوی ریسمان گسل میخ کن ز من مهمیز کله تیز مطلا از آن تو. وحشی . نمی گشت اگر میخکن روز کین نفس کش نمی داشت گاو زمین . نورالدین ظهوری . ◄ (اِ مرکب ) آلت برآوردن میخ . میخ کش .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی