میثب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میثب . [ ث َ ] (اِخ ) موضعی است در راه مکه نزدیک غدیر خم . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (معجم البلدان ).
میثب . [ ث َ ] (اِخ ) مالی است در مدینه وآن یکی از صدقات نبی علیه السلام است و برای وی هفت حیطان به نامهای برقه و میثب و صافیه و اعواف و حسنی و دلال و مشربة ام ابراهیم بود. (از معجم البلدان ).
میثب . [ ث َ ] (ع اِ) زمین نرم . (منتهی الارب، ماده ٔ وث ب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ زمین بلند و برآمده . (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ زمین مرتفع. (از ناظم الاطباء). ◄ جدول و چشمه ٔ خرد. (ناظم الاطباء). چشمه ٔ خرد.(منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ (ص ) برجهنده و نشیننده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).