میت
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ یِّ) [ ع. ] (ص.) مرده. ج. اموات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ یِّ) [ ع. ] (ص.) مرده. ج. اموات.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
میت . [ م َ ] (ع ص ) مَیِّت . مرده . (منتهی الارب ). آنکه مرده باشد. (از ناظم الاطباء). رجوع به مَیِّت شود.
میت . [ م َ ] (ع مص ) مردن . موت . فوت . درگذشتن . و رجوع به موت شود.
میت . (فرانسوی، اِ) اساطیر. افسانه .داستان . دستان اساطیرالاولین . رجوع به اساطیر شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جسد، میته، نعش (متضاد: جاندار، حی، زنده) متوفا، مرده، درگذشته
واژگان فارسی سره واژهدان
مرده، مردار، درگذشته