مکیث
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(مَ) [ ع. ] (ص.) درنگ کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(مَ) [ ع. ] (ص.) درنگ کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکیث . [ م َ ] (از ع، اِمص ) مکث و درنگ . (ناظم الاطباء). تلفظ عامیانه ٔ مکث عربی به معنی درنگ کردن . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). - مکیث کردن ؛ مکث کردن و درنگ نمودن و تأخیر کردن باشد. (برهان ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء).
مکیث . [ م َ] (ع ص ) رجل مکیث ؛ مردی آهسته . (مهذب الاسماء). صاحب وقر و گران سنگ . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). مرد باوقار و متین که شتاب نورزد. ج، مُکَثاء. مکیثون : توضاء وضؤاً مکیثاً؛ ای بطیئاً متأنیاً غیر متسعجل . (از اقرب الموارد). ◄ درنگ کننده . (ناظم الاطباء). مکث کننده . (از اقرب الموارد).