مکناسی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکناسی . [ م ِ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن محمدالعثمانی مکنی به ابوعبداﷲ (٨٤١ - ٩١٩ هَ . ق .) در مکناسة (شهری در مغرب اقصی ) متولد شد و در فاس درگذشت . وی مورخ بود و تألیفات گوناگونی دارد. (از اعلام زرکلی ج ٣ ص ٨٥٧). و رجوع به همین مأخذ شود.
مکناسی . [ م ِ ] (اِخ ) عبدالعزیزبن عبدالواحدبن محمدبن موسی المغربی المکناسی (متوفی ٩٢٦ هَ . ق .)، شیخ قراء در مدینه بود. وی منسوب به مکناسة از بلاد مغرب است . او را اراجیز و منظومه های متفرقه ای است در بیست وهشت علم . از آن جمله است : «نظم جواهر السیوطی » در تفسیر و «منهج الوصول » در اصول دین و «منظومةالبلاغة». (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٥٢٦).