مکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکن . [ م َ / م َ ک ِ ] (ع اِ) خایه ٔ سوسمار. (مهذب الاسماء). بیضه ٔ سوسمار و ملخ و مانند آن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). تخم سوسمار وملخ و مانند آن . (ناظم الاطباء). تخم سوسمار و ملخ وامثال آن دو، چنانکه گویند: مکن الضباب طعام العریب . واحد آن مکنة است . ج، مکنات . (از اقرب الموارد).
مکن . [ م َ] (ع مص ) بیضه نهادن سوسمار و مانند آن . (منتهی الارب ). تخم نهادن سوسمار و مانند آن و جمع شدن تخمها درزیر شکم آن . (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مکن . [ م َ ک ِ ](ع اِ) ج ِ مکنة. (منتهی الارب ). رجوع به مکنة شود.