فرهنگ لغت

مکرر

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

مجدد، تکراری، متواتر، پیاپی، پی‌درپی، پشت‌سرهم، متوالی، یک‌بند، همیشگی عودکننده یک‌درمیان، دودرمیان متعدد، کثیرالوقوع مذکور، یادشده، نام‌برده، مقدم ماقبل

معنی مکرر | فرهنگ لغت