مکران زمین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
مکران زمین . [ م ُ زَ ] (اِخ ) سرزمین مکران . ناحیه ٔ مکران : کشیدیم لشکر به ماچین و چین وز آن روی رانم به مکران زمین . فردوسی . از ایران بشد تا به توران زمین گذر کرد از آن پس به مکران زمین . فردوسی . شب تیره باید شدن سوی چین و گر سوی ماچین و مکران زمین . فردوسی . فرستاد کس نزد خاقان چین به فغفور و سالار مکران زمین . فردوسی . پس آگاهی آمد به روم و به چین به ترک و به هند و به مکران زمین . فردوسی . و رجوع به ماده ٔ قبل و بعد شود.